زبانحال امیرالمؤمنین علیهالسلام در شهادت حضرت زهرا سلاماللهعلیها
شاعر : وحید عظیم پور
نوع شعر : مرثیه
وزن شعر : فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
قالب شعر : غزل
بیتو من غم را به این کاشانه دعوت میکنم روز را با خویش و شب با چاه صحبت میکنم
گـاه مـیگـریـم کــنـار آسـیـاب خـانـهات گاه با دیـوار و در ذکر مـصیبت میکنم
تو به بابای خودت از غربت من شکوه کن من هم از بی فاطمه بودن شکایت میکنم
گـفـتم امشب درد پـهـلـویت اذیت میکند یک تکان خوردی و گفتی: آه عادت میکنم
غـصۀ هـمسایههای بی وفایت را نخور من خودم جای همه از تو عیادت میکنم
فضه بعد از ماجرای محسن افسرده شده کار اگر داری صدایم کن، اجابت میکنم
بیتو زهـرا جان نماز من فرادا میشود بیتو در محراب هم احساس غربت میکنم
ای ضریح لطمهخورده! میروی از خانهام کـربـلا اما تو را روزی زیـارت میکنم
بر سر جـسم مـقـطع، بین گـودال حسین با بـنـیَّهـای تو ذکـر مـصـیبت میکـنـم
تو کمک بر رأسهای رفته بر نی میکنی من کمک بر دختران در اسارت میکنم
|